کشورم ایران صبور باش و پرصلابت
خوب می دانم در طول تاریخ پر فراز و نشیبت زخم های بی شماری برداشته ای...
پایگاه خبری فریاد شرق / کاظم شیبانی
کشورم ایران صبور باش و پرصلابت
خوب می دانم در طول تاریخ پر فراز و نشیبت زخم های بی شماری برداشته ای
زخم هایی کوچک و بزرگ
زخم هایی سطحی و عمیق
زخم از خودی و بی خودی
زخم از دشمن و وطن فروش و منافق
بدن مقدست پر است از زخم هایی که هنوز مداوا نشده، با این حال با شکوه و عظمتی ستودنی در برابر زخم های ناجوانمرانه دشمنان بی شمارت هرگز نشکستی و قامت خم نکرده ای و همه ی این زخم ها را برای رسیدن دوستداران و وفادارانت به مقصد به جان خریده ای.
اما، اما امان از زخم هایی که آشنایان خودفروخته، استعمار دوست و بیگانه تفکر بر بدنت نشانده اند. زخم هایی که سطحی اش هم مالامال از درد است و داغ و اشک؛ و در این بین مخوف ترین زخم هایی که در طول تاریخ چندین هزار ساله ات دیده ای فراق رهبرانی بود از جنس مردمت و از تبار نور.
رهبرانی که برای استقلال، هویت بخشی، سربلندی، اقتدار، صلابت و رسیدنت به قله های پیشرفت و ترقی مشتاقانه برخاسته بودند و لحظه ای دست از همت نکشیده بودند و سرانجام در این راه جانفدایت شدند. جانفدای خاک پاک مادری خود، خاک مقدسی که سالهای سال به شکرانه و افتخار زندگی در آن بر خود و آنان که چشم طمع بر تو داشتند فخر فروخته بودند.
و این روزها که حال آسمانت گرفته و بغضی سنگین گلویت را می فشارد روزهای وداع با یکی از همان رهبران است. رهبری که به پشتوانه تقوا و ایمان به یکتا خدای ایران زمین با اقتدار سال ها برای رساندنت به قله های اقتدار و سربلندی و افتخار تلاش کرد و خود نیز باور داشت که برای رساندن مردمت به قله باید فدای خاک آریایی اش گردد و از جانش بگذرد، بگذرد تا برخاستن به معنای واقعی شکل بگیرد.
مظلومانه و مقتدر رفت تا ملت عشق مبعوث گردد و حال بعد از گذشت چهار ماه بیقراری و چشم انتظاری آنان که قرار بود جان فدایش کنند و او جان فدایشان شد با آگاهی کامل و هدفمند برخاسته اند؛ نیست و خیابان های ایران زمین، مملو از حضور مردمانی است که به پاس قدردانی از زحماتش اشک بردیده، بغض در گلو و حسرت به دل بیرون آمده اند تا عهدی که با رهبر شهید خود بسته اند را دوباره تجدید کنند تا دل پسرش آرام گیرد و محکم گردد به این عهد انقلابی و ثارالله ی و مام وطن خرسند گردد به این همه قدرشناسی و بصیرت و عبودیت.
#باید_برخاست